صبح بخیر ماه دلم
صبحی دیگر رسید
و من در انتظار تو چشم میگشایم و دلم لبریز است
از دیدن خورشید جانم تا جان ببخشد و ذوب کند
یخهای کسالت و اندوه را تو با چشمانت زندگی و شادی را برایم به ارمغان میآوری
ساده میآیی و پر شکوه و چه میدانی از غوغا و بلوایی که بپا میکنی در درونم.
چشانم سخت تو را میجویند ای جاری زلال،
ای تابیده بر دلت مهر،
و من باز هم از دستانت شکوفه مهربانی میچینم امروز
صبحت بخیر عشقم دوست دارم
♥ یکشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۸ ساعت 9:16 توسط ستاره