عاشقانه های من

و اما نیمه شبی من خواهم رفت از دنیایی که مال من نیست از زمینی که مرا بیهوده بدان بسته اند

تولدم مبارک

منِ عزیزم؛ از تو ممنونم برای همه چیز.

تویی که بلد بودی قوی باشی، بی‌آنکه قوی بودن را به تو یاد داده باشند. بلد بودی بخندی و به دلخوشی‌های کوچک زندگی‌ات قانع باشی. تو بلد بودی آدم‌هایی که در مسیر تو قرار می‌گرفتند را دوست داشته‌باشی و در حتی بدترینشان هم ویژگی‌های مثبتی برای دوست داشتن پیدا کنی‌.

تو بلد بودی همیشه تمام تلاشت را بکنی حتی وقتی سعی بر منصرف کردن تو داشتند.

از تو ممنونم که تسلیم‌ناپذیر بودی و تسلیم زخم‌های کهنه‌ی زندگی‌ات نشدی، که پذیرفتی قرار نیست همیشه حالت خوب باشد و دردِ شکست‌های متوالی را به لذت یک پیروزیِ دلپذیر، بخشیدی.

تو بلد بودی به هر قیمتی خوشبخت نباشی و خوشبختی‌های ساده‌ی خودساخته را به خوشبختی‌های بزرگ و بدون تلاش، ترجیح دادی.

تو بلد بودی اهمیت ندهی به خیلی چیزها، که خیلی چیزها را نادیده بگیری و خیلی چیزها را نشنیده.

بلدی بودی از محدودیت‌هایت فرصت بسازی و از تکه‌های شکسته‌ی وجودت، پله.

از تو ممنونم برای همه چیز؛

تویی که بلد بودی خودت باشی، دنبال دلخوشی‌های خودت بگردی و کاری به کار هیچ‌کس نداشته‌باشی

تولدم مبارک😍


♥ جمعه پانزدهم بهمن ۱۴۰۰ ساعت 14:14 توسط ستاره

میفهمی ک

میدونی هیچی بدتر از این نیست که بخوایی و نتونی که دست و پات بسته بشه به چارچوب شرایط و امکانات...

خیلی سخته رفیق که سر بری از خودت و لبریز بشی از آرزوهاورویاهایی که دارن جون میدن جلو چشمات!

اینکه میگن بشین و شکستن شیشه احساست رو ببین و کاری نکن...

کی میفهمه رفیق؟!

کی میفهمه از من و تو توی سی سالگی هیچی نمیمونه جز یه آدم شکسته و قلب یخ زده!

که هیچی نشد اونجور که میخواستیم!

که یه خنده از ته دل توی بیست سالگی موند روی دلمون و آرزومون شد که آرزوهامون،آرزو نمونن...

به چشم من امید یجور سراب بزرگه!

یه جور حس قشنگ خطر ناک مثل عشق...

میدونی رفیق!

ما تا وقتی امید داریم با ارزوهامون زنده ایم...

ولی وقتی امید نداریم حداقل آرزویی هم نداریم!

حداقل هرروز اون آرزو ها جلو چشمامون نمیمیرن

میفهمی که


♥ شنبه نهم بهمن ۱۴۰۰ ساعت 21:2 توسط ستاره